سلام. من فردا 40 روزه مي شم. بزرگترا ميگن از 40 روز به بعد من كم كم مي تونم شبها بيشتر بخوابم. ولي مامانم كه باور نمي كنه.
من الان مي تونم اشيا رو بهتر از قبل با چشمم دنبال كنم. سرم رو خيلي راحت بلند مي كنم و بهتر مي تونم همه چيز رو ببينم. بابا هومن ميگه نگاهم معني دار تر شده. ديگه به همه لبخند مي زنم. خلاصه اينكه دارم بيشتر شبيه شماها ميشم. مامان و بابا هم دارن به زندگي جديدشون در كنار من عادت مي كنن. راستي ديروز تولد مامانم بود. اما حيف من موقعي كه داشت شمع تولدشو فوت مي كرد خواب بودم. البته توي عكسها با چشمان بسته حضور دارم.
من الان مي تونم اشيا رو بهتر از قبل با چشمم دنبال كنم. سرم رو خيلي راحت بلند مي كنم و بهتر مي تونم همه چيز رو ببينم. بابا هومن ميگه نگاهم معني دار تر شده. ديگه به همه لبخند مي زنم. خلاصه اينكه دارم بيشتر شبيه شماها ميشم. مامان و بابا هم دارن به زندگي جديدشون در كنار من عادت مي كنن. راستي ديروز تولد مامانم بود. اما حيف من موقعي كه داشت شمع تولدشو فوت مي كرد خواب بودم. البته توي عكسها با چشمان بسته حضور دارم.
۲ نظر:
سلام
چه خوشگله این یلدا خانم احمدی ... مبارک باشه
سلام یلدا خانوم
خوبی خوشگل خانوم
هزار ماشا الله چه بانمکی کوچولو موچولو
تولد مامانی هم مبارک باشه
ارسال یک نظر