سلام. من شروع به خوردن قطره مولتي ويتامين كردم. خيلي دختر خوبي بودم. اصلا ادا در نياوردم. نه كه فكر كنيد مزه ش رو نمي فهمم. فقط مي خواستم مامان و بابا رو اذيت نكنم. مامان زود بعدش بهم شير مي ده كه اون مزه بد از دهنم بره. حالا كه بزرگتر شدم چيزاي بيشتري از محيط اطرافم مي فهمم. الان ديگه نور زياد چشمم رو اذيت مي كنه. مامان هم داره بيشتر به زندگي جديد با من عادت مي كنه. اون خيلي خوشحاله كه بابا هومن پيششه و بهش كمك مي كنه. من هم هر دوتاشونو خيلي دوست دارم.
۱۳۸۷ دی ۳۰, دوشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۳ نظر:
سلام خانم دکتر قدم نورسیده مبارک.
ان شالله همیشه تنش سالم باشه و به زندگیتون گرمی و عشق بده.
ما رو یادتون هست. جشن تولد پائیزی
رومینا تاتی میرفت و با شما دست میداد.
خوشحالم که به سلامتی نی نی نازتون دنیا اومد.انشالله قدمش براتون پر از خیر و برکت باشه.
خوشحال میشیم به ما هم سر بزنید اگر اجازه بدید وبلاگ یلدا جونو لینک کنم.
یه بوس تپل واسه نی نی و مامان ناز
بوسی بوسی یلدا خانوم. خوب بزرگ شدیا!
به مامانت بگو دستش درد نکنه که هی عکس میگیره ازت میزاره رو پیکاسا. من که نمیتونم بیام روی ماهت رو ببینم کلی با این عکسا حال میکنم.
خوش باشی!
خاله مری.
سلام یلدایی !
چقد موش شدی گلم !
امیدوارم همیشه شادوسالم باشی!بووووووووووس!
ارسال یک نظر