سلام عمه سودابه ! ممنون از اين همه لطفتتون . خانوم خدمت از ماست و از اين جور حرفا . راستش بايد عرض كنم بنده هفته اول بهمن ماه به اين دنيا ميام . زودي بياين . شايد مثل عروسي مامان اينا دوباره همه دور هم جمع بشيم . به عمو بيژن خيلي سلام برسونين .بوس و باي.
۱۳۸۷ مهر ۶, شنبه
۱۳۸۷ مهر ۵, جمعه
سلام . من بازم خوشبخت شدم . آخه خاله پروانه (خاله بابا هومن ) يه عالمه ديگه بهم لباس داد . آخه مامان ! بابا ! كمدمو درست كنين ديگه! لباسام اينطوري تو كيسه خراب ميشن . ديگه كم كم احساس مي كنم جام داره تنگ مي شه . هي مي خورم به در و ديوار . توي اون سايته كه مامان خيلي دوستش داره به من لقب بچه مينياتوري داده بود . آره بابا درسته من هنوز كوچولو هستم ولي همه چيزم الان ديگه شبيه يه بچه
واقعيه . ديروز هفته 22 زندگيمو پشت سر گذاشتم . قدم داره اندازه يه خط كش ميشه . يعني 30 سانت . كاشكي منم مثل مامان و بابا قد بلند بشم . خلاصه اوضاع خيلي خوبه . من ديگه برم و ... شب بخير .
واقعيه . ديروز هفته 22 زندگيمو پشت سر گذاشتم . قدم داره اندازه يه خط كش ميشه . يعني 30 سانت . كاشكي منم مثل مامان و بابا قد بلند بشم . خلاصه اوضاع خيلي خوبه . من ديگه برم و ... شب بخير .
۱۳۸۷ مهر ۲, سهشنبه
سلام . ماماني سيمين داره مي ره آمريكا پيش خاله مريم . خوش به حالش . و خوش به حال ما . چون كلي برامون سوغاتي مياره . خيلي خوش حاله . نمي دونم وقتي منم بزرگ شدم اگه برم يه جاي دور دل مامان اينا برام تنگ مي شه ؟ اصلا دل تنگي يعني چي . الان كه من و مامان همش با هميم پس كسي دلش براي كسي تنگ نمي شه ...
بازم بايد به ناشناس عزيز بگم : اگه شما منو دوست داشته باشيد ، زحمت پر كردن يك صفحه رو به خاطر من به خودتون مي دين ! ديگه برم . باي باي .
بازم بايد به ناشناس عزيز بگم : اگه شما منو دوست داشته باشيد ، زحمت پر كردن يك صفحه رو به خاطر من به خودتون مي دين ! ديگه برم . باي باي .
۱۳۸۷ مهر ۱, دوشنبه
سلام . مامان امروز سونو كرد . بله دوستان . من واقعا دخترم . تازه ، خبر نداريد احتمالا يه دختر خانم تپل مپل . آخه مثلا قرار بوده من 350gr باشم ولي امروز خانم دكتر گفت من 430gr هستم . چيكار مي شه كرد . ما اينيم ديگه . امروز رفتيم خونه خاله طناز . فكر مي كنم باران برام هم بازي خوبي بشه . كاشكي بذاره منم با اسباب بازياش بازي كنم . آخه يه عالمه اسباب بازي داره و من هنوز هيچي ندارم .
من دو تا دوست ديگه هم دارم : نيكا و طناز . ولي من از همه اونا كوچيكترم . نمي دونم اين خوبه يا بد ... قابل توجه دوست عزيزي كه برام comment گذاشته ، بابا هومنم گفته با آدماي غريبه حرف نزنم . لطفا اول خودتون رو معرفي كنين .
خوب با اجازه ديگه داره دير مي شه . شب بخير .
خوب با اجازه ديگه داره دير مي شه . شب بخير .
اشتراک در:
پستها (Atom)