۱۳۸۷ شهریور ۳۰, شنبه


سلام . اين عكس رو عمو امين براي مامان فرستاده بود . منم خوشم اومد گذاشتمش اينجا . آخه مي دوني مامان نمي تونه هيچ چيزي رو از من پنهان كنه . از خودم بگم . حالم خيلي خوبه . سعي مي كنم خيلي مامانم رو اذيت نكنم . من الان 28cm قد و 350gr وزن دارم . هفته 21 از زندگيم رو پشت سر گذاشتم . اين تو همش مي خورم به در و ديوار . آهاي آدماي دور و بر . مي دونين من ديگه همه حرفاتونو مي شنوم ؟ آآآخييش . ديگه داره خوابم مي گيره . شب بخير .

۱۳۸۷ شهریور ۲۷, چهارشنبه

يوهو ! من پولدار شدم . يه عالمه پول دارم . حالا ديگه مي تونم برم خريدامو شروع كنم . البته با تشكر از بابايي مهدي . مامان و بابا ميخوان يه سونوگرافي ديگه بكنن كه مطمئن بشن من دخترم . آخه معلومه من دخترم . اصلا انگار نه انگار كه من دلم اتاقمو مي خواد .
باشه . چشم . ديگه قر نمي زنم . هر چند الان خوابم نمياد ولي ... باي باي .

۱۳۸۷ شهریور ۲۶, سه‌شنبه

سلام . من حسابي به تكون خوردن افتادم . مامان خيلي خوشحاله . طفلكي نمي دونه چه بلايي قراره سرش بياد . بالاخره وقتي من بزرگتر بشم جام تنگ مي شه و ... امروز مامان يه كشف ديگه از تو اينترنت كرد : play zone . خيلي باحال بود . فضايي مخصوص خودم . كه هم باحاله ، هم بي خطر . مي دوني ؟ بعضي وقتها دلم مي خواد زودتر به دنيا بيام . فعلا ... شب بخير .

۱۳۸۷ شهریور ۲۴, یکشنبه



سلام . ما از شمال برگشتيم . خيلي خوش گذشت . البته ماماني يه ذره كمر ممرش درد گرفت . اما خوب بود . اي امان ازدست اين مامانا . نصفه شبي نگران حال من شده . من و بابا رو كلي تو خيابونا گردونده . خدا به خير بگذرونه . وقتي هنوز به دنيا نيومدم اينه ، به دنيا بيام چي مي شه . ديدي مامان خانوم قلبم عين ساعت كار مي كرد ... بابا هومن برام توي yahoo هم log in كرده . كلي دارم تو همه جا معروف مي شم ... با تشكر از عمو امين بايد بگم اوهوكي . فكر كردين الكيه . بايد حالا حالا ها صبر كنين . بهتره برم ببينم بابام برام چيكار كرده . شب بخير .