۱۳۸۷ آبان ۲۳, پنجشنبه

سلام . ما الان خيلي خسته ايم . آخه تازه از عروسي رسيديم خونه . ولي اينقدر ذوق زده م كه مجبورم بنويسم. اول بگم كه عروسي خيلي خوب بود . اصلا هم اذيت نشدم . و اما ...
حالا ديگه رسما اين اتاقه شد اتاق يلدا . اگه بدونين چقدر خوشگله . وااااااااااااااااي . حالا ديگه هم كمد دارم ، هم تخت . وسايلم هم همه از تو كيسه در اومدن . بدوين زودي بياين اتاقمو ببينين . تازه ... فردا ظهر ماماني سيمين هم مياد . خيلي خوشحالم و بالاخره شب همتون بخير .

۴ نظر:

ناشناس گفت...

سلام یلدای جون خوبی میدونستی چه بابا مامان مهربونی داری من عاشق مامانتم ادم اینقدر خاکی..ای کاش همه ادمها اینقدر خاکی باشن ..امشب دلم گرفته بود گفتم با کی درد دل کنم مونده بدم که کی می تونه واقعا به حرفام گوش بده... خدا..درسته اما من دلم میخواست تو حرفامو به خدا بگی اخه تو خیلی پاکی هنوز قاطی ما ادم بدا نشدی(دور از بابایی و مامانیت )ماها همش باهم میجنگیم .احساسات همو زیر سوال میبریم ...راستی بابایی یه کار قشنگ کرده و همه فرشته ها را یه جا جمع کرده ولی اونا نمی تونن بنویسن و اینه که ما مادرها به جای اونها می نویسیم ..اما نه حرف دل اونها را بلکه خواسته های خودمون ...چی ..بلندتر بگو خانوم خوشگل ..اها ن متوجه شدم ..راست میگی فرشته ها هم ناراحتن میشن اخه ما..مامانها گاها بد مینویسیم ...می دونم این نوشته حرف دل فرشته هامون نیست و حرف دل خودمونون هست که هر چی بخواهیم می نویسیم ...یلداجون خاله یه کاری برام میکنی ..تو با اون دل کوچیکت از خدا بخوا که هرگز دیگه بدی نباشه ...من دلم خیلی وقتها میشکنه ..از بعضی حرفها یلدا بابای هم دید و بنده خدا گفت اینجا مجازیه عادت میکنی وراست میگفت راستی میدونستی چه بابا و مامانی داری ..دو تا فرشته اینجا منتظرتن ...من هم خیلی دلم می خواد ببینمت ...وقتی اومدی حتما می ام پیشت دوست جونم ...رژین هم دوستت داره ..یلدا جون می دونم الان داری با فرشته ها بازی میکنی ...راستی تو دل مامانی راحت بخواب ...خیلی دیگه نمونده فرشته ها هلت بدن یهو ببینی رو زمینی فقط یادت بمونه اون فرشته که اینجا منتظرته اسمش مامان هست ...چی عزیزم ...حتما بهش میگم ...مامانی یلدا میگه مادر با تمام وجودم تو بابایی را دوست دارم و براتون دعا میکنم منتظرم باش که من با یه دنیا خوبی دارم می ام ..خالتو ببخش که ناراحتت کرد ولی اینو بگم خیلی خوشحالم که دوست خوبی مثل تو و خانوادت دارم ...تو مطمئنا روزی زن بزرگی خواهی شد من ایمان دارم یلدا hاز این ب بعد همیشه برات پستهای شاد میذارم دوست جونم ...شبت بخیر پرنسس کوچولوی من

ناشناس گفت...

راستی خاله جون منظورم از اینکه قاطی ما ادم بدها نشدی این بود ...که به دنیایی که توش بدی هست پا نذاشتی , ومن امیدوارم همیشه پاک و معصوم و خوشبخت و موفق باشی عذر میخوام اگر نتونستم منظورمو خوب برسونم .

ناشناس گفت...

سلام یلدای خودم خوبی عزیزم
قربونت برم خوب بخور خوب بخواب تا به موقع بیایی پیش ما تازه کلی برات نقشه های خوب کشیدیم می دونی می خواهیم ببینیمت .برات سوغاتی بخریم ..ببریمت تولد ...می دونی تو چه قدر برای همه اعضاسایت بابایی عزیزی من و رژین که عاشقتیم بازهم زود به زود از خودت بنویس دوستت داریم

ناشناس گفت...

اتاق نی نی مبارک! آخ جون سیسمونی! چقدر خوبه همه ی وسایل نو و تازه و یه انسان نو نوار!